تبليغاتX
مرا به خانه ام ببر

مرا به خانه ام ببر

به نزد آنکه جانش در تجلیست // همه عالم چراغ حق تعالیست

مردم در حکومت ما

موضوعی که خیلی وقت بود میخواستم بحث کنم اهمیت مردم بود در حکومت ما ! خوب حکومت ما پایه اش بر  افکار پژوهشگران دینی ماست (نه مردم) خوب ما در زمینه پژوهشگران دینی خیلی ضعیف هستیم البته اینو بعدا بحث میکنم حتی رابطه پژوهشگران دینی هم بعدا لازمه بحث کنم اما ! از نظر  آخوندها مردم در حکومت ما فقط نقش یک مانع دارن ! یعنی مردم دو حالت دارند

1. مانع از شکل گیری یا ادامه راه حکومت باشند

2. مردم مانع نباشند !

در حال حاظر سازمان های اطلاعاتی ایران تصور دقیقی از تعداد هوادارن مخالفان و یا معترضان حکومت دارن و با وجود دین بارها شده که مسئولان مردم رو ستایش کنن برای چی ؟! چون برایند نظرات مردم گزینه 2 بوده یعنی مردم مانع نبودن !  مجموع مردم مانع انجام شدن ایئدولوژی های حکومت نبودن (هرچند که کند کننده بودن)! البته این ویژیگی مختص حکومت ایران نیست . همه حکومت ها کم بیش با این موضوع درگیر هستن .

اما از نظر من این موضوع در ایران بیشتر نمود پیدا کرده علتش اینه که ایران  یک رهبر داره که فرمان های لازم اجرای زیادی داره . خوب مجموع این فرمان ها اگر اجرا نشد نتیجه گرفته میشه که مردم مانع شگل گیری یا ادامه راه حکومت هستند و برای اینکه این موضوع اتفاق نیوفته حکومت تلاش اعتقادی زیادی مجبور انجام بده و این یک چالش جدید به وجود میاره و اون سلطه فکری و بعد از اون محدود کردن افکار جامعه هست که لازم ملزوم هم دیگه میشن .

مجموعه این اتفاقات یک جامعه اغلب خسته درگیر و احساساتی رو به وجود میاره که به چیز های زیادی وابسته هست و بخشی از اون جامعه به حکومت یا نظریه پرداز هاش وابسته میشن و این باعث میشه مردم بیشتر به گزینه دو نزدیک بشن و یک چرخه و دور باطل رخ میده !

حالا اسم این وضعیت بالا را میگذاریم مردم سالاری یا مردم سالاری دینی ! جالب بود نه !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 15:11  توسط فرزاد و آزیتا  | 

آقای محمود حرفت درسته ولی ...

میگی همه دنیا صلاح هستیشونو باهم بگذارن کنار حرفت درسته ولی من نمیدونم آمریکا باید با چه تضمیمی خودشو خلع سلاح کنه در حالی که آدمای مثل تو بر طبق وصیتهای (!!!) میخوان ازش انتقام بگیرین و هروز شعار میدن که یادشون نره و این شده سیاست اول و احیانا آخرشون ؟!

میخوای وانمود کنی نیتت خیره خیلی هم خوبه ولی یه جوری باش که سه نشه !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 14:56  توسط فرزاد و آزیتا  | 

سوالهای عقیدتی سیاسی

مفهوم دقیق واژه ولایت چیست ؟!

آیا قانونی بودن ولایت مطلقه فقیه . یعنی ارجحیت قانونی نظر شخص فقیه بر تمام نظر ها ؟!

در این شرایط آیا ظرفیت چند صدایی وجود دارد ؟!

اگر ظرفیت چند صدایی وجود داشته باشد میتواند تاثیر مثبت داشته باشد ؟!

اگر ظرفیت چند صدایی وجود ندارد ضرر و آسیب آن را به چه قیمت و بابت چه چیزی باید پرداخت ؟!

چرا باید در یک نظام اسلامی بر پایه ولایت فقیه انتخابات برگزار شود ؟!

چرا یک رهبر و به اصطلاح فقیه کم خطا تر محسوب میشود ؟!

آیا همه مردم جامعه حامی رهبری هستند ؟!

چگون میشود فهمید که چه مقدار از جامعه مخالف رهبر هستند ؟!

آیا مخالفان رهبر اجازه اعتراض یا تبلیغ بر علیه او را دارند ؟!

محدوده نقد رهبری چیست ؟!

اگر رهبر اسلامی و فقیه در نقش رئیس یک حزب باشند آیا نظارت آنها بر جامعه محدود میشود؟!

اصرار مطلق بودن حاکمیت جامعه چه انگیزیه را نشان میدهد ؟!

چه چیز تضمین میکند که رهبری و سیستم نظارتی اش مفسد اقتصادی سیاسی نشوند ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 0:15  توسط فرزاد و آزیتا  | 

دروغ ممنوع 1 (یک آخوند:پيام نور جزو پنج دانشگاه برتر جهان است)

رئيس دانشگاه پيام نور قم:
پيام نور جزو پنج دانشگاه برتر جهان است

خبرگزاري فارس: رئيس دانشگاه پيام نور قم گفت: دانشگاه پيام نور از نظر مقالات علمي جزو پنج دانشگاه برتر جهان است.

آیا این گفته دروغ هست ؟!

اگر دروغ هست علت بیان همچین دروغی چیست ؟!

آیا فرمان "حفظ نظام اوجب واجبات" است باعث میشود  دروغی گفته شود ؟!

اگر کسی دروغ بگوید سلسله واکنش های زیستی در بدن  وی به وقوع می پیوند و او را آزرده میکند . آیا اگر دروغی از روی یک اعتقاد راسخ باشد چنین ویژیگی رو ایجاد میکند ؟!

وظیفه رسانه های حکومتی که با پول مردم در ایران اداره میشود خدمت به مردم هست یا خدمت به حاکمان؟http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812121540



+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 14:43  توسط فرزاد و آزیتا  | 

چگونه میشود مفسد فی العرض شد ؟

دوست دارم بپرسم و بخوام که پیشبینی های رخ بده شاید هدف وبلاگم راحتر به دست بیاد . هدفی که در پست اول مطرحش کردم .

یکی از نیاز های بشر سرگرمی هست . اثبات اینکه سرگرمی یک نیاز هست سخت نیست ! البته شاید وجود مواد روانگردان و محرک در جامعه و حتی در قدیمی تر ها چیزهای مانند تریاک از دو جهت باعث بشن که برخی ادعا کنن نه خیر همه باید کار کنند و اصلا سرگرمی یعنی چی ؟! یا چیزهای بگن شبیه همین !

جهت اولش اینه که خوب تاثیر منفی این مواد بر نحوه فکر کردن آدم غیر قابل انکار هست

جهت دومش هم اینه که کسی که معتاد هست سرگرمی داره خودش نیاز به سرگرمی نداره ! حالا حوصله اش هم نداره ! 

اصولا سرگرمی بازی یا کاری گفته میشه که هدف از انجامش  لذت مقطعی هرچند که تاثیرات بلند مدت هم داره .  اما به نحوی اونو میشه لهو و لعب عنوان کرد ! 

منع کردن یا عدم توجه به سرگرمی یکی از پیش زمینه های افزایش اعتیاد افسردگی پرخاشگری و حتی فقر در جامعه هست !

و یکی از زیر مجموعه های سرگرمی جشن گرفتن هست ! و اگر جشن ملی باشه و تاثیر شریعت و دینی نداشته باشه که طرف هدفش لذت مقطعی باشه (لازم به ذکره که اگه برای کاری سود معنوی قائل بشیم دیگه هدفش لذت مقطعی نیست) در صورتی که برخی هماهنگی های جزئی درش وجود داشته باشه سرگرمی فوق العاده لذت بخش و جذاب و حتی امید بخش به وجود میاد !

میتونه با ادبیات و فلسفه و علم به طور کلی انس ایجاد کنه چون حداقل در این مراسم علاقه به محدوده (محدوده وطن) علم تولید شده در یک کشور زیاد تر میشه !

میتونه باعث انگیزه در افزایش این تلاش بشه میتونه تلاش برای صلح (نیاز پیشرفت علم این محدوده و نیاز گسترش این دست لذت ها) رو نهادینه کنه

اعتماد ملی رو میتونه افزایش بده اصولا ملیت از نیاز به اعتماد و آرامش به وجود اومده و هرچه وجهه ملی اصلاح شده در یک جامعه افزایش پیدا کنه اعتماد مردم به هم بیشتر میشه ! و از طرفی همین اعتماد تلاش برای تقویت اعتماد به وجود میاره در مجموع انسجام اجتماعی رو میشه به این شکل پدید آورد !

وضعیت سرگرمی در جامعه ما چگونه هست ؟!

قشری که خیلی به سرگرمی نیاز داره کوچولو های ناز دوست داشتنی هستند ! اما خوشبختانه جامعه ما که با رهنمود های مقاماتش اداره میشه کمتر شاهد این بوده که مقامی از "کوچولو ها" و نیازهاشون و اهمیت نیازهاشون چیزی بگه ! در برنامه های توصعه هم چنین چیزهای وجود نداشته حتی در محدوده سلامت هم چندان کار نشده چه برسه به سلامت روانی !

اصولا به نظر میرسه که سرگرمی از نظر حکومت به علت این که ظاهرا لهو و لعب هست فساد عنوان میشه ! البته دستش درد نکنه چون به هر حال نظرشو میگه اما بدبختی اینه که یهو میبینی از میلیارد ها دلار پول بودجه یه ریال دو ریال هم مستقیما برای سازمان دهی این موضوع خرج نشد که هیچ چند نفری هم پاچه ور مالیده پریدن وسط میدون د یالا شروع کردن به حروم شموردن این جشن ملی و اون مراسم شخصی این نوع موسیقی الا آخر 

و بعد هم دست به محاسن کشیده توقع دارن از این خط نشون کشیدن ها تشکر هم بشه !

جا داره اینجا دوتا خاطره بیان کنم و بعد بریم سراغ سوال !

خاطره اول مربوط میشه به ترم دوم دانشگاه زمانی که من تو مرکز کامیپوتر دانشگاه کارنامه ام رو دیدم و چون همش نمره های عالی بود کلی خوشحال شدم  بنابرین با حرکات موزون تا پهلو دوستم رفتم دوستم داشت با موبایلش حرف میزد منم در حالی که منتظر بودم قطع کنه همینطوری حرکات موزون و از این کارا انجام میدادم یهو یارو انتظامات اومد گفت اوهوی میدونی کارت فساد فی العرض هست . البته من کلی سعی کردم نخندم ولی نشد کلی خندیدم فکر کنم اینم فساد فی العرض باشه !

خاطره دوم از یه قورباغه هست . چند وقت پیش  رفته بودم خونه دوستم خواهر زاده اش تو اتاقش بود تقریبا دوسال پیش بود بعد علم الهدی داشت نشون میداد یهو دوستم یه شعر واسه خواهر زاده اش خوند به خودم گفتم وای چقدر توصیف این آقاست

چشم قلمبه داره کله گنده داره

تا که میام شادی کنم دست بزنم بازی کنم

میپره وسط جیغ میزنه داد میزنه صدا میده !

حیف شد کاملشو یادم نیست ولی خیلی باحال بود خواهر زادش از خنده گیج شده بود اینقدر بامزه میخوند براش

الان که فکرشو میکنم میبینم در مجموع علم الهدی هم مثل کلی آخوندای دیگه همین وضعیت رو دارن

یه حرف کامل که به نظرم اگه پیش بینی درستی باشه در آینده ای نزدیک یا دور کل ایران رو در بر میگیره

"علم‌الهدی در خبطه‌های نماز جمعه روز ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ پیشنهاد کرد که شهر مشهد از برگزاری هرگونه کنسرت موسیقی، فیلم‌های سینمایی و سایر برنامه‌های هنری دیگر مستثنی گردد، و اجرای این گونه برنامه‌ها منوط به نظارت شورای فرهنگ عمومی استان شود."

سوال !!!

خلاصه تصور کنید دنیایی بدون موسیقی کلا هنر "نقاشی و مجسمه سازی تصویر گری و ..." و سرگرمی چی شود ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 17:50  توسط فرزاد و آزیتا  | 

بازم سوال

اول باید مقدمه ای طرح کنم که من از جنبش سبز هستم ! و در نظرم جنبش اعتراضی هست که فقط اعتراض به مدل و رفتار حاکمیت ایرانه نه چیزی فراتر از این و نباید خشن باشه و از اون فراتر دیگه اعتراض نیست . من بر خلاف بعضی دوستان ارزشی که حتی جنگ نرم رو دوست دارن هیچ جنگ تقابل یا تضاد اجتماعی رو دوست ندارم و نمیخوام وجود داشته باشه

و هیچ وقت هم دوست ندار با هیچ چیزی بجنگم

بنابراین دوست دارم دعوای نباشه و از اول شکل گیری جنبش یا به قولی فتنه پی گرفتم خواسته های نظام رو از جنبش ولی هیچ وقت در نظرم هیچ خواسته ای معقول نبود !

حالا به برخی خواسته ها خرده میگیرم

بعضی ها میگفتن قانون شکنی و ساختار شکنی نکنیم اونم من نوعی اعتراض گر قانون شکنی نکردم مگر راضی نبودن از همه چیز قانون شکنیست ؟!

شرکت در راهپیمای غیر مجاز هم مصداق قانون شکنی دولته چون بدون در نظر گرفتن قانون اساسی مجوز راهپیمایی نمیده ! و اصلا هیچ اهمیتی به امنیت معتراض قائل نمیشه و حتی در روز 25 خرداد 8 نفر کشته شدن که مقصرش دولتی بود که برنامه ریزی نکرده ! اما منم شرکت نکردم چون این راهش نیست به نظرم شرکت کردن در راهپیمایی غیر مجاز نه به خاطر دهان کجی به دولت که هیچ اهمیتی نداره بلکه به خاطر نبودن امنیت و برهم خوردن امنیت معترضان خیلی بده !

برگشتن به نظام و جذب شدن به نظام که از طرف آقای رهبری مطرح میشه به نظرم خیلی جالبه از نظر ما نظام ایراد داره و میخواد نظر خودشو تحمیل کنه ایشون میگن بریم به آغوش نظام برگردیم ! اگر اینکار کنیم عملا راه خودمون رو برای اعتراض و اصلاح مشکلاتش بستیم !

قبول نتیجه انتخابات ! خوب حالا گیرم قبول کردیم چیزی حل میشه ؟! به نظر ما رفتار دولت باعث ایجاد تضاد اجتماعی هست ! وقتی وزیر دولت احمدینژاد علنا ملاک استاد دانشگاه خوب رو همسو بودن با نظام و دینی بودنش میدونه و خودشو حمال نام گذاری میکنه و البته این وزیر وزیر علوم هست اگه نتایج انتخاباتی که صرفا شورای نگهبان تاییدش کرده . شورای نگهبانی که به ما رسما توهین میکنه هم قبول کنیم به مشکل بدتری میرسیم ! و اونم اینه که این رفتار ایشون شروع یه تضاد اجتماعی گسترده هست  اگه تا الان تضادی بین تحول خواهان و اصولگرایان وجود نداشت از این به بعد تضادی به وجود میاد که نظام برای دوام خودش مجبور به سرکوب هست ! ولی این حاشا کردن ها و زیر بار مسئولیت فرار کردن دولت باعث میشه بگن هیچ تضادی قرار نیست رخ بده !

البته قطعا برای یک جنایت کار وجود تضاد اجتماعی اصلا ناراحت کننده نیست ! بسیاری از اوقات مارو منافق مینامند و با منافقین اول انقلاب مقایسه میکنند ! من معتقدم که هم منافقین در اون دوره و هم دولت و حاکمیت به شدت به تضاد اجتماعی علاقه مند بودند ! ولی من اصلا علاقه مند نیستم ! جنبش به قول خیلی از روحانیون نظام که البته درست هم میگن یه جنبش آدمای دنیا دوست هست چطور میتونه دنیایی خودش رو خراب کنه ؟! و بخواد که زندیگشو با جنگ عوض کنه ؟! جنگ از هر نوعش چه لذتی جز بدبختی و بیچارگی داره از نظر یه آدم دنیا دوست داره ؟! 

قطعا چند صدایی و تفکرهای مختلف اگر قانون شکنی رخ نده برای جامعه ما و هر جامعه ای مفید هستند و مانع تضاد اجتماعی میشن

و حالا دو سوال برام پیش میاد

اول اینکه آیا قانون جمهوری اسلامی ظرفیت چند صدایی رو داره ! و اگر داره این چند صدایی زیر محور قانون چه اختیاراتی و چه تاثیرهای میتونه داشته باشه ؟!

سوال دومم

از ابتدای جنبش سبز اساسا نظام چه درخواستی ازش داشته ؟! درخواست اصلیش چی بود !؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 17:27  توسط فرزاد و آزیتا  | 

یک سوال

امروز از وبسایت دکتر خزعلی خواندم که ایشون در دیدار با یکی از علما __}؟} از دهان مبارکشون شنیده بوده که طبق آیه قران باید دست و پای سید محمد خاتمی رو بکنن بندازن دور !

البته من اینو زمانی که رئیس جمهور بودن در یه مراسمی شنیده بودم که یکی از درجه دار های سپاه تلویحا همین موضوع رو واجب دونست اما من دقیقا  الان و همون موقع برام سوال بود که چرا دلیلشو نمیگه ! و احتمالا این مرجع عالی قدر جهان تشیع هم اگه شناختی از دلیل و استدلال داشته ترجیح داده بیان نکنه چون هرچی تو نت گشدم دلیلشو پیدا نکردم !

الان چون میدونم هوچی بازی ابزار اول آخر کسایی هست که این حکم رو تایید میکنن یا خواستارش هستند یا دوست دارن رخ بده بنابرین از این دسته از اشخاص یا موجودات بسیار شریف و بزرگوار (حداقل در ذهن خودشون) دوست دارم بپرسم که آیا میتونن فقط (یک) دلیل برای این خواسته بیارن ! و اگر میتونن فقط "یک" دلیل بگن

بدیهی هست که اگه بیشتر از یک دلیل ارائه کنن من اونو به حساب هوچی گری میگذارم و پاک میکنم و فقط یک دلیل نیاز دارم و بعد از برسی این دلیل میرم سراغ دلیل دیگه !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 0:27  توسط فرزاد و آزیتا  | 

ایرانی با غیرت حمایت حمایت

این خبر رو تو ایمیل هام دیدم حتی اگه واقعی هم نباشه بازم وظیفه ام بود که منتشر کنم

حکم اعدام یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان تایید شد

 

حکم اعدام محمدامین ولیان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان تأیید شد. خبرنگار ندای سبز آزادی مطلع شده است که در پرونده این دانشجوی ۲۰ ساله محکوم به اعدام به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا استناد شده است و این سخنان به عنوان یک فتوای شرعی تلقی گشته و بر اساس آن حکم اعدام صادر گشته است و در دادگاه تجدید نظر تایید شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد. گفتنی است که این حکم هنوز به خانواده ولیان و وکیل او ابلاغ نشده و همین مساله بر ابهام ماجرا افزوده است.

روز گذشته دادستانی انقلاب طی اطلاعیه‌ای تأیید حکم اعدام این جوان ۲۰ ساله در دادگاه تجدید نظر را اعلام کرد. محمدامین ولیان، عضو فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان و ستاد انتخاباتی دانشجویی میرحسین موسوی در این شهر، برآمده از خانواده‌ای مذهبی و انقلابی است، همواره مواضعی در چارچوب قانون اتخاذ کرده است و هیچ‌گونه وابستگی فکری و تشکیلاتی به گروه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی و تشکل‌های غیرقانونی ندارد و تنها با اتهام در دست داشتن سنگ در روز عاشورا بازداشت شده است.

ولیان فردی مذهبی، متدین و با مواضع اصلاح‌طلبانه است و صدور حکم اعدام برای او با استناد به یک عکس موجی از بهت و حیرت و نگرانی را در میان خانواده مذهبی و دوستان و آشنایان این دانشجوی خوش‌خلق و نجیب ایجاد کرده است.

ندای سبز آزادی در دهمین طرح هم‌صدایی از کلیه همراهان جنبش سبز و ایرانیان عدالت‌طلب دعوت می‌کند برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام محمدامین ولیان و تسریع در آزادی او در حد توان خود بکوشند و از طرق ممکن قانونی و مسالمت‌آمیز احتمال اجرای این حکم را کاهش دهند. از میان اقدامات متعددی که امکان اجرای آن وجود دارد به طور خاص موارد زیر در اولویت است:

۱- عکس پروفایل خود در سایت فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی مجازی را موقتاً به عکس محمدامین ولیان که در ابتدای این متن آمده است تغییر دهید.

۲- اگر صاحب رسانه یا وبلاگ هستید در پوشش خبری این فراخوان ما را یاری کنید و در اعتراض به اجرای حکم اعدام او بنویسید.

۳- اگر به آیت الله مکارم شیرازی و بیت ایشان دسترسی دارید وی را در جریان این فاجعه انسانی-اسلامیدر شرف وقوع قرار دهید و از ایشان و دیگر مراجع عظام تقلید بخواهید تا با اعلام موضع قاطع و به موقع از ریخته شدن خون جوانی بی‌گناه و متدین جلوگیری کنند تا آبروی مرجعیت شیعه افزون شود و خون این جوان نجیب به گردن ایشان و دستگاه قضایی نیافتد.

۴- اگر به هر یک از مقامات عالی قضایی و مسئولان عالی‌رتبه جمهوری اسلامی دسترسی دارید،‌ صدای دادخواهی خانواده ولیان و اعتراض به حق سبزها به اعدام این جوان بی‌گناه را به گوش آن‌ها برسانید و از آن‌ها بخواهید بکوشند این حکم ناعادلانه تغییر کند و محمدامین ولیان زودتر آزاد شود.

مظلومیت ولیان و عذاب وجدان دانشجوی بسیجی

گفتنی است چند روز پیش از بازداشت محمدامین ولیان شبنامه‌ای مبنی بر شركت او در تظاهرات اعتراض‌آمیز روز عاشورا در تهران توسط طیفی از دانشجویان افراطی وابسته به بسیج دانشجویی در دانشگاه پخش شد كه طی آن خواهان برخورد جدی نیروهای امنیتی و مسئولین دانشگاه با وی شده بودند. پس از انتشار این شبنامه محمدامین ولیان بازداشت و به تهران منتقل شد و در دادگاه متهمان روز عاشورا به محاربه و افساد فی‌الارض متهم گشت.

جالب اینجاست که مظلومیت او چنان آشکار بوده‌است که پس از محکومیت او به اعدام همان دانشجوی بسیجی که مطالب شبنامه را تنظیم و او را معرفی کرده دچار عذاب وجدان شده و برای درخواست لغو حکم اعدام او اقدام به گردآوری امضا از دانشجویان دانشگاه خود کرده است. ریاست دادگاه نمایشی محمدامین ولیان را قاضی صلواتی برعهده داشت و او را به محاربه، افساد في‌الارض، اجتماع و تبانی جهت انجام جرائم علیه امنیت كشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و توهین به مقامات ارشد نظام متهم کرد.

 بنا به گزارش خبرگزاری ایسنا محمدامین ولیان در جلسه دادگاه خود گفت: «من وقتی در زندان بودم در تلویزیون دیدم كه سران بزرگ اصلاحات در این دادگاه ایستاده‌اند.» مطلبی که حاکی از تحت فشار قرار دادن وی و دادن اخبار دروغ و کذب توسط بازجویان به او است. گفتنی است در این دادگاه امین ولیان هیچ یک از اتهامات را نپذیرفت و حتی نماینده دادستان در پاسخ به ولیان و وکیل تسخیری وی که اتهام محاربه و افساد فی‌الارض را رد کردند، به طور غیرمستقیم از ایراد این اتهام به این فعال دانشجویی دانشگاه دامغان عقب‌نشینی کرد و گفت: «در باب محاربه اختلاف نظر زیادی وجود دارد كه این موضوع جای بررسی دارد و تصمیم با ریاست دادگاه است».

همچنین گفتنی است در این دادگاه در مورد بیانیه‌های انجمن اسلامی دانشگاه دامغان و دفتر تحکیم وحدت و همچنین برگزاری مناظره انتخاباتی بین مصطفی تاج‌زاده و اسماعیل گرامی مقدم به وی اتهاماتی وارد شد. ولیان در جریان دادگاه فقط پذیرفت که در تظاهرات برای دفاع از خود و به دلیل عصبانی ناشی از اقدامات وحشیانه نیروهای نظامی و لباس شخصی در سه مرحله سنگ پرتاب کرده است، اما این سنگ‌ها به کسی آسیب نزده است و از دادگاه خواست که بررسی کنند که چرا احساسات و نارضایتی او به این شکل بروز کرده است.

او همچنین اعلام کرد که در راهپیمایی‌ها شعار "مرگ بر دیکتاتور" سر داده است. محمدامین ولیان از روز بازداشتش تاکنون هیچ‌گونه ملاقاتی با خانواده و امکان انتخاب وکیل تعیینی و ملاقات با وی نداشته است و مستقیما از سلول انفرادی در بازداشتگاه‌های نامعلوم اطلاعات سپاه به دادگاه منتقل شده است. چندی پیش ارون رودز - سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران - در مورد محاکمه ولیان گفت: «قوه قضائیه با یک چنین محکومیت کاملا بی‌ربطی، زندگی و حیات سرشار از امید و آینده این جوان دانشجو را بی‌ارزش کرده است». ارون تاکید کرد: «حتی مهم‌تر از آن این است که این محاکمه معیارهای نظام قضایی در ایران را به خواری کشاند.

کدام محاربه؟

نظام قضایی در ایران باید مثل هر نظام قضایی دیگری از زندگی و حیات انسان‌ها حفاظت کند نه این‌که آن را به حراج بگذارد». عبدالفتاح سلطانی، وکیل برجسته حقوق بشر در تهران درباره شرایط اصلی ورود اتهام محاربه به یک فرد به کمپین بین‌المللی حقوق بشر گفت که شرط محاربه این است که فرد متهم باید حتما درگیر فعالیت مسلحانه باشد و کار مسلحانه انجام داده باشد. آقای سلطانی چنین توضیح داد که "در همه کتب فقهی این مطلب تصریح شده است. در مواد 86 و 89 قانون مجازات اسلامی ایران هم چند شرط برای آن گذاشته شده است از جمله این شروط تصریح شده آن است که گروهی تشکیل شده باشد که کار آن مبارزه مسلحانه باشد - یعنی خط مشی آن مسلحانه باشد- و در نهایت اگر کسی عضو این گروه مسلح یا هوادار آن باشد و اگر اقدام موثری در راستای اهداف آن گروه مسلح کند، به او محاربه می‌گویند. یعنی خودش حتما اقدام مسلحانه باید کرده باشد یا باید هوادار و یا عضو یک گروه مسلح باشد و در جهت آن گروه مسلح، حتما اقدامات موثری انجام داده باشد.

اگر این شروط محقق نشود، محاربه معنا ندارد." آقای سلطانی در باره این‌که آیا پرتاب سنگ در خیابان می‌تواند اتهام و حکم محاربه را به خود بگیرد، گفت: "قطعا نه. اگر فرد دستگیر شده هوادار و یا عضو یک گروه مسلح باشد یا در راستای آن گروه مسلح این کارها را بکند، می‌توانند در قالب محارب با او برخورد کنند. اگر یک فرد عادی باشد که به هر دلیل از جمله این‌که عصبانی شده یا تندروی کرده باشد و در حد این‌که شیشه شکانده باشد و یا تخریب کرده باشد و کسی را زخمی کرده باشد، می‌توان با او برخورد قانونی کرد، اما عمل او حکم محاربه ندارد". کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از رئیس قوه قضائیه درخواست کرده بود که در این مورد مداخله و ولیان را آزاد کند. همچنین این کمپین توصیه کرده بود که فورا گروهی مرکب از متخصصین مستقل حقوقی این پرونده را مورد بررسی قرار دهند؛ اما متاسفانه با تایید حکم اعدام وی به نظر می‌رسد که این درخواست‌ها اجرا نشده است.

ندای سبز آزادی امیدوار است با همراهی همراهان جنبش سبز با دهمین طرح هم‌صدایی سبز و اقدامات مسالمت‌آمیز و قانونی سبزها در اعتراض به صدور این حکم و شنیده شدن این درخواست‌ها توسط مقامات عالی قضایی این حکم غیرعادلانه، غیراسلامی و غیرقانونی تغییر کند و جان این جوان اخلاقی و پایبند به قانون حفظ شود. در صورت تحقق چنین هدف انسان‌دوستانه،‌ اخلاقی و خداپسندانه‌ای، یکایک ایرانیانی که ما را در اجرای این طرح همراهی کرده‌اند در نجات جان محمدامین ولیان که هر لحظه امکان اجرای حکم اعدامش وجود دارد شریک‌ خواهند بود

پ . ن . قابل توجه دوستان مدعی بیداری " سکوت در مقابل این اعدام قریب الوقوع یعنی خواب بودن یا لال بودن "

3 سال هست که داریم به هر در میزنیم که اگر کسی رو اعدام میکنن حداقل دست از اعدام نمیکشن اعضای بدن اعدامی ها رو اهدا کنن به کسانی که نیاز به عضو دارن که خراب کردن عضو های اعدامی ها که کم هم نیستن خودش جنایت هست در حق بیماران

هر کسی که اعدام میشه یعنی 4 یا 5 نفر در صف پیوند عضو درد میکشند  اما  صدا به جای نمیرسه و یه سری معتاد وافوری باد در گردن انداختن و اینطوری در عمل هم ثابت میکنن که ما رو و بقیه ملت رو گوساله ی بزغاله فرض کردند !

و یه عده جوجه احساساتی بی منطق هم پشت اونان و فکر میکنن به خاطر کارشون خیلی بزرگ میشن و ارزش میگیرن و اینطوری از انجام اشتباه لذت میبرن بدون اینکه بفهمن اونا در چشم یه عده ای که ما رو گوساله ی بزغاله میببین فقط یک "سگ" وفاداری هستند که حاضره کشته بشه اما صاحبش خم به ابرو نیاره !

طفلی ها برای بنده های ضعیف دنیا و موقعیت پرست خدا کار میکنن ولی در نهایت  میگن برای خدا کار کردن بدون اینکه یکیشون فقط یکیشون از مرجع اش گرفته تا بیسوادشون به این حقیقت انکار نشدنی فکر کنه که خدا نیاز به کار اونا نداره و هر کسی جز برای خودش نمیتونه برای کس دیگه ای کار کنه و حداقل باید برای بهتر بودن آینده اش تلاش کنه !

معنی قانون و عقل رو با مغلطه هاشون میسوزون و ادعا تعمیر جهانی میکنن که دست کم یکی از زخمهاش در آینده اهداف مستشونه !

تکیه شون هم به پیشرفت های ناگذیر ایران هست بدون اینکه این سوال رو جواب بدن .. بر فرض ایران پیشرفته ترین  اونا به جز خط نشون کشیدن و عقل کل تصور کردن خودشون چی کار کردن ! بجز اینکه بجای تلاش برای پر مطالعه کردن مردم هی مرتبط براشون حرف بزنن و سعی کنن ذهن اونا رو تبل و بی مسئولیت بار بیارن چی کار کردن ؟! وقتی از طرف دارهای دولت درمورد خدمت هاش سوال کنه کسی در اول یا دومین قدمهای هوچی گریشون از "سفر های استانی" حرف میزنن . انگار که من نبودم یا ندیدم که قصد این سفر ها همون حرف زدن برای مردم هست دیکته کردن عقاید برای مردم هست که اگر از عواقب روحی روانیش هم چشم پوشی کنیم دست کم درد عقده های سالهای تلخ کودکی فقر و بی توجهیشونو رو خوب تکسین میده !  و گرنه خدمت صادقانه اینه که کاری نکنیم که فرار مغز ها اعتیاد در جهان رکوردش برای ما باشه زمانی که بیشتر از کل کشته شده های تاریخ فلسطین در یک سال تصادفی فوت شده داریم اولیت کلاممون مردم بی دفاع و بی گناهی باشن که تو جاده ها بی دلیل برای هیچ کشته مشین و غیرت میهنیمون رو اینطوری اثبات کنیم .  اینطوری نشون بدیم وقتی روز جهانی کودک میشه بگیم از حقوق اسلامی کودکان که همانا چیز جز آرامش و رفاه و امنیت نیست ! بگیم که خانواده ها تا چه حد فاجعه آمیزی بی توجه هستند بگیم از حوادث سوختگی از دشمن های واقعی که غفلت خانواده ها نسبت به بچه هاشون باعث میشه روزی نزدیک 26 هزار کودک در جهان جان خودشون رو از دست بدن و این ثابت میکنه حرف زدن از درد غزه فقط حرف زدن از درد 1000 کودک فلسطینی کشته شده نیست بلکه فقط تلاش برای ثابت کردن حکومت لذت بخش طولانی مدته ! و از جنایت ختنه دختران در افریقا هم بگویم در روز زن که شاید جنایتی فراموش نشدنی تر در تاریخ اسلام باشه که به نام اسلام دختران بی گناه رو سلاخی کنن !

بله اینگونه باید گفت که ما برای خودی تلاش میکنیم که به یاد خداست ما سکوت میکنیم اما دلی حرف میزند که جایگاه مهر خداست

بطور میانگین، روزانه بیش از 26 هزار کودک زیر پنج سال جان خود را از دست می‌دهند که عامل اغلب این مرگ ومیرها بیماری‌های قابل پیشگیری می‌باشند.

 وقتی کسی پشتش به دین و جذابیت دین گرم باشه نیاز نیست فکر مشروعیت کنه ! میدونه هستند ماله کشان ... همیشه هستند 

در تاریخ کشور ایران با مهر شروع به درخشش کرد ! با مهر هم به شکوفایی میرسه 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 18:41  توسط فرزاد و آزیتا  | 

بسیجی شناسی در ده مرحله !


متاسفانه تمام رسانه اي که در دست رس من هستند مختصراند از صدا و سيما لگن ايران هست و اينترنت کند . اینترنت کند و محدود در حد آخر شب که يکم سرعت داره ! مثل امروز چند وقتی به همین ها هم دسترسی نداشتم تا امروز دوست داشتم تو این پست مطلب پست  قبلی رو پی بگیرم ولی تو این مدت که نبودم همین مطالب رو تو دانشگاه به صورت گفتگو طرح کردم اینبار نه با هم فکرانم و دوستام بلکه با بسیجی های دانشگاه راستش اولش خیلی میترسیدم ولی تو کلاس انقلاب ترم قبل یکم ترسم کمتر شد دوست دارم تجربه هام از بحث ها رو بنویسم چون دوستایی هستند که این تجربه ها رو ندارن و ممکنه نیازشون بشه یا براشون جالب باشه بدونن پشت تصویر خشن و بی منطقی  بسیج و سپاه  در ذهناشون  چه حقیقتی وجود داره !

زیاد نمیخوام با کش قوس شروع کنم ساده میگم
همشون مثل هم نيستن ولي ميتونم بر اساس 4 دسته تقسيمشون کنم

يه عده ايشون در حد فحش دادن و استفاده از واژه هاي چون "احمق" "خر" "بيشعور" و چيزاي ديگه گفتگو رو ادامه ميدن و سوالها رو جواب اونا دستبند سبز رو نشان جهالت عنوان میکنند و مرتب از کودتای مخملی بر علیه دولت خدمت گذار و نظام مقدس دم میزنند . البته خوشبختانه باهاشون ادامه بحث ندادم . مسلما يه دانشجوي که با سهميه اومده و يه ترم در ميون 5 تا واحد عمومي رو پاس کرده الان يک قدمي اخراج هست و خيلي موجود پر مطالعه اي نيست و این تنها دلیل بی انگیزه بودن من از ادامه گفتگوست . شنیدن حرفاش که بیشترش محدود میشه به شنیده هاش و به راحتی میشه فهمید سماجت در بحث با اینجور افراد چه هزینه ای داره ارزشی نداره ! لازم به ذکر هست که اینا وجهه تیمشون رو هم با این کاراشون خراب میکنن ولی اصلا این موضوع براشون مهم نیست !

به نظر میاد خطرناک باشن ولی خیلی خود بزرگ بین هستند ايش ... شایدم هم برای همین اینقدر به بسیج علاقه دارن چون کمک میکنه بهشون در خود بزرگ بینی


البته گاهي هم يه جملات روشنفکرانه (!) و عالمانه اي ازشون خارج ميشه مثلا ميگن :

"آدمي که خودشو به خواب زده نميشه بيدار کرد" البته اين جمله هم غلطه چون ميشه تنها کسي رو نميشه از خواب بيدار کرد  که مرده باشه و "سخني که از دل برايد لاجرم بر دل نشيند" که البته "خر" "بيشعور" "کودن" "لمپن" اينا از دل هم در بياد نهايتا منظور "دل روده"است ! بحث با اينجور افراد اونقدر اذيت کننده هست که نهايتش ميشه 4:50 ثانيه تحمل کرد اين گروه همینطور که به نظر میرسه در واقع هم فوق العاده خطرناک هستند و اگه يکي بگه مثلا قتل هم انجام بدن من بعيد نميدونم خيلي پرخاشگر و خشن و يه جوراي آشغال کله

يه بخشي هم خوشبختانه هستند که معمولا زياد در فکر سياست نبودن و بيشتر شرايط باعث شده که يه سري داستان ها رو به عنوان واقعيت قبول کنند البته اونا به شکل "بيمار گونه اي" ولايت مدار نيستند ولي دروغ اگر چه کوچک وقتي وارد ذهن بشه تاثير خودشو ميگذاره و اين باعث شده بود به نظرم که تمام افکارشون حول پرورش  داستان های  باشه  که فقط شنیدن و پیشفرض صحیح میدونن . در هر حال من به خودم اجازه ندادم که درموردشون پيشداوري کنم و جدي جدي در بين بحثهاشون وقتي به جاي اختلاف نظر داشتيم ميگفتم به خودم که لابد حق با اوناست ! بحث با اين گروه لذت بخشه و نوعي تمرين و چکاب افکار حساب ميشه . البته آدماي خيلي خوب و با صفاي هستند اما فکر ميکنم برخيشون اگه وارد سياست بشن يکم خطرناک ميشن چون ممکنه تصميمات اشتباهشون زياد باشه

يه بخش ديگه اي تقريبا مثل بخش اول بودن که فوق العاده ولايتمدار بودند در حد "چي" البته اين دوستان دقيقا به نظر معلوم نبود هدف خاصي دارن يا نه از بحث کردن خوششون ميومد ولي گوش نميدادن ! کلا يه سري مطالب رو طوطي وار بيان ميکردن اما حس ميکردم که نميدونن دارن به چي فکر ميکردن که فکر ميکردم اين علاقشون بيشتر شبيه مشکل "علاقه زياد به شخصيت مشهور" بوده که تو طرفدارهای برخي هنرمندا زیاد ديده ميشه ! بحث با اين گروه قدرت طنز و شعار دادن رو درم زياد ميکرد نميدونم چرا اينا معمولا اومده بودن يه جوري معافي بگيرن يا تسهيلات اينا اصلا کار نداشتن که بسيج چيه اين حرفا اما با اينا بهتره به کل حرف سياسي نزد مثلا درمورد مدل بند کفش حرف زد !

يه بخش ديگه بودن که اطلاعات سياسي نسبتا خوبي داشتن و اتفاقا بيشتر حرفاشون تکرار حرفاي رهبري احمدينژآد رئيس مجلس نبود !(برخلاف بخش دومی ها) اطلاعاتشون تا حدي بالا بود اين گروه معمولا (نه هميشه) خيلي تلاش ميکردن که يه جوراي بگن " تو کم اطلاع هستی " و گاهي هم از کلمات عربي يا انگليسي استفاده ميکردن که وقتي تو گوگل سرچ ميکيردي مينوشت

error

 نیست !

بعد کلی گفتگو با دوستام و پیدا کردن منابع سیاسی به این نتیجه میرسیدم که اصلاحات رو اشتباه عنوان کردن و البته گاهی اوقات همون اول میفهمیدم ! 

بحث باهشون يکم سخت بود و يکم گيج و خسته کننده ولي در آخر متوجه ميشي که همون گروه اول هستند فقط سعي ميکن بجاي فحش يه چيز ديگه بگن مثلا سرمقاله کيهان بخونن ! اينا يکم خطر ناک هستند نه زياد ولي اگر وارد سياست بشن فوق العاده ميتونن خطرناک باشن چون برخيشون خيلي ميتونن پيچيده عمل کنند ! مثلا وقتي فکر ميکني يه حرفي رو از خودش زده بعد ميفهمي نه بابا مقاله پارسال رجا بوده که در نوع خودش کلي خلاقيت هست ! ولي بحث باهاشون باعث ميشه قدرت استدلال ها و هنرمندي کلام آدم بيشتر بشه و آدم ياد بگيره جلوي ريا کاري رو راحت تر بگيره


پی نوشت : معذرت میخوام از مدتی که نبودم حتما سعی میکنم بیشتر بیام مخصوصا در دوران عید نوروز

پی نوشت 2 : عنوان لینک خیلی جالب بود یادم میندازه پستی رو که دوست عزیزم نوشته بود با عنوان انقلاب شناسی در ده مرحله

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 23:37  توسط فرزاد و آزیتا  | 

شرم باد ...

شرم باد بر این اینترنت شرم باد ... 2 ساعته پدرم در اومده میخوام یه غذا رزرو کنم مگه میشه تازه خیر سرش اینترنت دانشگاه هست ... اول به ساعت نگاه کردم دیدم دیدم نیم ساعت هست دارم ور میرم ! گفتم برم کامنت بنویسم نوشتم ولی نرفت ... حالا هی این بیرون رو دارن میسازن تق تق میکنن اعصاب من بیشتر خورد میشه اه ..

یه ساعت خیر سرم  میخواستیم برم بستنی بخورم اینم که رفت واسه این اینترنت

شرم باد بر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و مخابرات و وزارت علوم شرم باد ... اگر فکر میکنید این پست سیاه نمایی هست یک نمایه کامل بدون سیاه نمایی دارم از قوانین اینترنت و بدبخت های بازداشت شده و .... تهیه میکنم که میگذارم تو وبلاگم فکر کنم اون موقع باهم یک صدا بگیم


شرم بر تو باد ای مخابرات

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 10:24  توسط فرزاد و آزیتا